- ای زن (ایضاً ) دوستان مان میفرمایند که اخلاقمان بسی بسیار تغییر کرده ٬ از صبا و سارا که میپرسیم میفرمایند یکی دوروزه خیلی میخندی (منظورشون اینه که خُل گشتی) و تعدادی دیگر به نام ِ فاطمه و بهجت ومارال اینا میفرماین که تو خودتی :دی ! شما به من بگین کسی که داره کتاب می خونده اونم بچه ها ی بدشانس(
) جز کتاب باید تو کی باشه ؟
خلاصه که بچه هااا کلا تو این دو سه روز به این نتیجه رسیدن که بنده قاطی فرمودم !![]()
ـ۴ شنبه زنگ زدم خونه یکتا اینا ا میگم الو سلام . یکتا خیلی طبیعی میگه بلو ! بعد ِ ۲.۳ ثانیه به سوتی ِ خودش پی میبره . دقیقا دو ثانیه بعد بش میگم دفترچه م ُ گم کردم میگه اِ چرا پر کردی ؟
! شهناز هم گفت من که به یکتا زنگ زدم گفتم شیمی خوندی ؟ گفته نه زیست نخوندم
! بچه م مشکوک میزد :)![]()
- امم دیگه اینکه روزی ۲٬۳ تا امتحان دارم و وقت نداررم ! فردا هم امتحان ِ ادبیات داررم الان بر ِک تایم دارم:))
- رفتم دکتر نزدیک دو کیلو قرص تقویتی داد بم (
) از ب کمپلس بگیر تا زینک و ..الی آخر
!دیشب در همین راستا مومو میگه ب کمپلس شادی آوره ٬ منم اولیش و خوردم تا ببینم چی میشه ٬واقعا تاثیر کرد یعنی یه انرژی بم میده که خدا میدونه
! خیلی زود تاثیر میکنه رو من
! مزه پرتقال و شربت سرفه هم میده
! تازه من فهمیدم اینقدری که روی من تاثیر داره روی بابا و بقیه که آمپول میزنن تاثیر نداره :))
ـ دیشب تولد ِ گنده پسر عموم بوود ! با لباس راحتی هام رفتم تولدش آخه خودمونی بود دیگه ٬از همون اول تا آخر سنجد وسط میرقصید ما میخندیدیم
! با همین لباس های شیک تعداد کثیری عکس گرفتم .دختر عمو غرغرو هم هی می گفت صورتی تو خجالت نمیکشی با لباس تو خونه عکس هم میگیری . نه خب مگه خجالت داره ؟
! آدم واسه اینکه دو تا طبقه بیاد پایین که دیگه لباس عوض نمیکنه :دی ! تازه خیلی لطف کردم که لباس راحتی نو َ رو پوشیدم :| !
ـ دقت که کردم دیدم بابا و مومو هم با لباس های راحتی اومدن یعنی ارثیه کلـا
!
ـ رفته بودم دکتر واسه ورزش و معاینه پزشکی گفتی سالمی :| ! یعنی امسال همه ورزش ها رو امتحان باید بدم :|:| ! تازه دکتره یه نگاه به کفش و مانتو م هم کرد گفت خب اول کفش ت و خریدی یا مانتو ت ؟هر دو تاش صوذتی بود آخه :)))) ! وای وزنم رو هم گرفت !!!!!! حالا هی میرم یه دکتر دیگه میگه ضعیفی :| آخه شما بگوو من با وزنه ۵۳ (مدیونی اگه بخندیاا:|) با قد ِ ۱۶۳ کجام کمبود داره ؟ حالا درسته ۳ کیلو کمبود وزن دارم (نمیدونم این و ازکجا آورده یاروو :|) اما دلیل نمیشه که !
ـ برم درس بخونم برمیگردم :))
-تشکر از مهندس٬ عمه مصی ٬ مژده ٬بهار ٬ مامان ِ دیبا و پرند ٬ مامان ِمحمد ابراهیم ٬سایه ٬جوجو ٬مردی که قبلا میخندید ٬ کدو تنبل ٬ محیا ٬پیشی کوچولو ٬ نگارینا٬ خانوم پاستیل ٬عسل ٬ امین آزاد ٬هادی٬ پ-خسته ٬ الهه ٬آرام ٬زهرا ٬کاترین ٬کتایون ٬اوتیست ٬ رها ٬ مامی ناژین ٬ ایرسا ٬ خاله ژوژوی عزیزم ٬رز و پپری جونم و...همه اونایی که کمکم کردن :) اگه اسم کسی فراموش شد ببخشید چون هی صفحه ازم رمز میخواست نمیدیدم اسم آآ رو :| !
ـ تصمیم نهایی امسال همین مدرسه ! نگاه ِ جدید :)
ـ بچه ها کامنتیگ بیشتر وبلاگ ها واسم باز نمیشه یوزر و پس میخواد باید چه کار کنم ؟:|
درسام موند :| من برم دیگه :)) بازم ممنونم
بچه ها فک کنم الان بیشتر از هر وقت ِ دیگه ای به کمکتوون نیاز دارم .فقط دلم میخواد کمکمم کنید !
ببینید من از این مدرسه خوشم نمیاد و قرار شد که شنبه بریم مدرسه ی دیگه ای و ببینیم دیروز رفتم اونجا رو محیط ش و دیدم خوب بود نوساز بود !! جالب بود در کل ! با بابا که مشورت کردم انگاری دو دل ِ !
میگه از کجا معلوم فردا تو نخوای این یکی ُ عوض کنی ! قرار شد که ظهر بریم پیش دوستش مشاوره .من دو روز ه که از درس افتاددددم :| !
حالا معایب این مدرسه خودم :
اول اینکه کلا دوسش ندارم ! دوم اینکه مدیر و معاون هاش تنبلن هیچ کاری نمیکنن :| ! سوم اینکه خیر سرش نمونه اس ریاضی ش و در حد اول دبستان درس میدن ٬ستاره میدن شما فک کن :| !
چهارم اینکه کهنه اس :| واسه اول ِ مهر خاک ِ صندلی هاش رو هم نگرفتن !
و پنجم اینکه یه روز با خرسی اینا قرار میذاریم اون دوتا برن یه روز من :| نمیتونیم با هم تو یه مدرسه باشیم فک کنم !!!!
و اینکه من از این مدرسه جدیده زیاد اطلاع ندارم فقط گوهر دوستم اونجاس ٬میگه بدک نیس !
مدرسه خودم معلماش افتضاحن اما هی میگن نمونه نمونه فقط خرکاری میکشن :| !
حوصله ندارم ٬ سرم درد میکنه گریه کردم :| !
امروز ظهر هم که میخوام برم جای دوست بابا ٬ خودم دوست ندارم اخه یهو دیدی زدم زیر ِ گریه و ..!
الانم یه احساس ِ افتضاحی دارم ٬ از اینکه مدرسه نرفتم .از خودم بدم میاد :|:|
وقتشه که به دوست ِ تون کمک کنین :| من فقط امیدم به اینجاست آآ :|
حالا شما ها نظرتون چیه ؟
در ضمن من روحیه ام تغییر نکرده ؟
احساس میکنم درس نمیتونم بخونم :|